سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم

دورنمای انتظار
1.خوشبینی به آینده بشریت.
2. پیروزی نهایی صلاح و تقوا و صلح و عدالت و آزادی و صداقت بر زور و استکبار و ظلم و اختناق ودجل (دجالگری وفریب).
3. حکومت جهانی واحد.
4. آبادانی تمام زمین در حدی که نقطه خراب و آباد ناشده باقی نماند.
5. بلوغ بشریت به خردمندی کامل و پیروی از فکر و ایدئولوژی و آزادی از اسارت شرایط طبیعی و اجتماعی و غرایز حیوانی.
6. حداکثر بهره­گیری از مواهب زمین.
7. برقراری مساوات کامل میان انسانها در امر ثروت.
8. منتفی شدن کامل مفاسد اخلاقی از قبیل زنا، ربا، شرب خمر، خیانت، دزدی، آدمکشی و خالی شدن روانها از عقده­ها و کینه­ها.
9. منتفی شدن جنگ و برقراری صلح و صفا و محبت و تعاون.
10. سازگاری انسان و طبیعت.

دو نوع انتظار
انتظار فرج دو گونه است: انتظاری که سازنده، تحرک بخش، تعهدآور، عبادت، بلکه با فضیلت ترین عبادت است و انتظاری که ویرانگر، بازدارنده، فلج کننده، و نوعی« اباحیگری» محسوب می­شود. این دو نوع انتظار معلول دو نوع برداشت از ظهور عظیم و تاریخی مهدی موعود(عج) است که به نوبة خود از دو نوع بینش درباره تحولات تاریخی ناشی می­شود. اکنون به تشریح این دو نوع انتظار می پردازیم و از انتظار ویرانگر آغاز می کنیم.


انتظار ویرانگر
برداشت قشری مردم از مهدویت و قیام و انقلاب مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف این است که صرفا ماهیت انفجاری دارد، فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلمها و تبعیضها و اختناقها و حق­کشیها و تباهیها ناشی می­شود. نوعی سامان یافتن که معلول پریشان شدن است.آن گاه که صلاح به نقطه صفر برسد، حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد، باطل، یکه تاز میدان گردد، جز نیروی باطل نیرویی حکومت نکند، فرد صالحی در جهان یافت نشود، این انفجار رخ می­دهد و برای نجات حقیقت نه اهل حقیقت - زیرا حقیقت طرفداری ندارد- دست غیب از آستین بیرون می­آید. بنابراین هر اصلاحی محکوم است، زیرا هر اصلاح یک نقطه روشن است و تا در صحنه اجتماع نقطه روشنی هست، دست غیب ظاهر نمی­شود. برعکس، هر گناه و هر فساد و هر ظلم و هر تبعیض و هر حق کشی و هر پلیدی به حکم این که مقدمة صلاح کلی است و انفجار را قریب الوقوع می­کند، جایز است. زیرا« الغایات تبرّر المبادی؛ هدفها، وسیله­های نامشروع را مشروع می کند.» پس بهترین کمک به تسریع در ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج و اشاعه فساد است.
این جا است که گناه، هم فال است و هم تماشا، هم لذّت و کامجویی است و هم کمک به انقلاب مقدس نهایی. این جا است که این شعر مصداق واقعی خود را می یابد:
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد
طاعت از دست نیاید، گنهی باید کرد
این گروه طبعا به مصلحان و مجاهدان و آمران به معروف وناهیان از منکر با نوعی بغض و عداوت می­نگرند، زیرا آنان را از تأخیراندازان ظهور و قیام مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف می­شمارند. برعکس، اگر خود هم اهل گناه نباشند، در عمق ضمیر واندیشه با نوعی رضایت به گناهکاران و عاملان فساد می­نگرند زیرا اینان مقدمات ظهور را فراهم می نمایند. این نوع برداشت از ظهور و قیام مهدی موعود و این نوع انتظار فرج که منجر به نوعی تعطیل در حدود و مقررات اسلامی می­شود و نوعی اباحیگری باید شمرده شود، به هیچوجه باموازین اسلامی و قرآنی وفق نمی دهد.

انتظار سازنده
آن عده از آیات قرآن کریم که ریشه این اندیشه است ودر روایات اسلامی به آنها استناد شده است، در جهت عکس برداشت بالا است.....


ادامه مطلب




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 92 خرداد 7 توسط کیوان

 

مراتب بیعت :

بیعت سه گونه تحقق می‌پذیرد : بیعت قلبی ، زبانی و ظاهری .

 

بیعت قلبی ، شرط اصلی

 مرحوم صاحب مکیال بیعت قلبی را چنین معنا می کنند:

« تصمیم قلبی محکم و ثابت بر اطاعت امام و یاری او با نثار جان ومال .»(1)

وقتی به ولایت امام معترف و معتقد باشیم ، طبیعتاً پذیرفته‌ایم که او از ما به ما سزاوارتر باشد . او را صاحب و مالک اصلی دارایی خود دانسته‌ایم و آنچه در دست داریم را فضل او و امانت او می‌دانیم . اینگونه علاوه بر اینکه گوش به فرمان او و دست به خدمت او و پیگیر دستور اوییم ، آنچه داریم در راه او صرف می‌کنیم . اگر امام یار بخواهد ،‌ما جان نثاریم و اگر از مالمان طلب کند ، به پایش می‌ریزیم . اگر این آمادگی و عزم قلبی در ما ایجاد شده باشد ، یقیناً با قلب خویش این بیعت را انجام داده‌ایم . اینگونه بیعتی ، شرط اساسی و پایه‌ای عهد و میثاق است و اگر اینگونه عهد سپاری و پیمان‌بندی در روح و قلب ما شکل بگیرد ، رکن اصلی بیعت را به دست آورده‌ایم.

 

بیعت زبانی و ظاهری

 پس از این آمادگی روحی است که زبان ما به اقرار این عهد می آید و این پیمان بستن را آشکارا نشان می‌دهد و ابراز می کند. همانگونه که در اعمال روز غدیر این دعا نقل شده است:

 

 

 اللهم سمعنا و اطعنا و اجبنا داعیک بمنک ...

فإنا یا ربنا آمنا بمنک و لطفک اجبنا داعیک

واتبعنا الرسول و صدقناه و صدقنا مولی المومنین ...(2)

خدایا ! شنیدیم و اطاعت نمودیم و دعوت کننده‌ات را به فضلت اجابت کردیم ...

پس از ای پروردگار ما ! ما ایمان آوردیم و به لطف و فضل خودت دعوت کننده‌ات را اجابت کردیم و از رسول تبعیت نمودیم و او را و مولای مومنان را تصدیق کردیم .


ادامه مطلب




نوشته شده در تاریخ سه شنبه 92 خرداد 7 توسط کیوان

بهزاد بهزادپور با بیان اینکه آوینی گفته بود هر کسی که می خواهد ما را بشناسد ماجرای کربلا را بخواند، گفت: یکی از دلایلی که این مراسم به این شکل برگزار شد این است که آوینی به عنوان علم کشی امام حسین معرفی شود چون هر آنچه که آوینی داشت از امام حسین بود.
  آخرین شب مراسم پاسداشت بیستمین سالگرد شهادت سید مرتضی آوینی با عنوان «شبی با مرتضی» با حضور مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران و سخنرانی حجت الاسلام زائری، نویسنده و پژوهشگر فرهنگی و بهزاد بهزادپور، کارگردان «شب آفتابی» در نخلستان سازمان هنری رسانه ای اوج برگزار شد.

در ابتدای برنامه، تواشیح مصری به زبان عربی در رسای پیامبر اعظم(ص) به اجرا درآمد و سپس قطعه نمایشی با موضوع حضرت رقیه(س) به کارگردانی بهزاد بهزادپور اجرا شد.

زائری: خدا به شهید آوینی عزتی داده است که ما امروز هنر انقلاب را با نام وی می شناسیم
در ادامه حجت الاسلام زائری به عنوان اولین سخنران این مراسم گفت: صادقانه می گویم که تعداد دفعاتی که با شهید آوینی بوده ام تنها یک یا دو جلسه بوده و دلیل گفتن این موضوع هم این است که در اینجا کسانی دیگری باید جای من صحبت می کردند.

وی ادامه داد: یکی از آفت هایی که امروز ما را تهدید می کند این است که یکی مانند من که تنها چند جلسه آوینی را دیده است شروع به خاطره گفتن کند که متاسفانه این اتفاقات گاهی در مورد دفاع مقدس نیز رخ می دهد.


این نویسنده و پژوهشگر افزود: خدا به شهید آوینی عزتی داده است که امروز ما هنر انقلاب را با نام وی می شناسیم و اخلاص، صفا، ایمان اعتقاد و التزام و جهاد شبانه روزی آوینی بود که وی را به چنین جایگاهی رساند.

حجت الاسلام زائری اظهار داشت: آوینی و امثال وی حجت های خدا هستند که نشان می دهند راه رحمت و مجاهدت خدا بر جهادگران بسته نیست.

وی با بیان اینکه دو خطر در مورد شناخت شهید آوینی وجود دارد، گفت: خطر اول این است که شهید آوینی را هر کسی آنطوری که دوست دارد به دیگران معرفی کند؛ در صورتی که شهید آوینی باید به طور کامل معرفی شود و ما نمی توانیم وی را تجزیه کرده و یک بخش آوینی را به معرفی کنیم.

این نویسنده و پژوهشگر مسائل فرهنگی با بیان اینکه شهید آوینی سال 72 از یک راه طی شده با ما حرف زده است، ادامه داد: مسیری که نتیجه اش می شود آوینی سال 72 و اگر فقط به چفیه و عکس آوینی توجه شود، آوینی دیگری به وجود نخواهد آمد و این اتفاقی است که در حال حاضر رخ می دهد.

حجت الاسلام زائری افزود: اگر فقط نماز شب خواندن شهدا را نشان دهیم و نگوییم که شهیدای همچون چمران در آمریکا زندگی می کرد و داستان زندگی آوینی را به طور کامل شرح ندهیم، نمی توان آوینی دیگری ساخت.

وی افزود: خطر دوم این است که آوینی را در یک قالب ببینیم و این سلاح شیطان است.
مدیرمسئول ماهنامه خیمه ادامه داد: امام با انقلاب اسلامی یک دیدگاه جدیدی را به ما داد؛ اینکه آمریکا تنها یک پرچم با خط های آبی و قرمز نیست؛ آمریکا یعنی دروغ، فساد و از این رو اسلام هم می تواند آمریکایی باشد. این فرهنگ امام است و نتیجه این فرهنگ این است که کسانی در جبهه ما شهید می شوند که فارسی هم نمی توانستند صحبت کنند.



ادامه مطلب




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 92 اردیبهشت 1 توسط کیوان


یکی از نشانه های ظهور حضرت مهدی (ع) خروج دجال و سفیانی است ، و این دو به دست سپاه آن حضرت کشته می شوند ، سوال اینجاست که اینها چه کسانیند؟ و در کجایند و چگونه کشته می شوند؟

مطابق پاره ای از روایات ، در آستانه قیام حضرت مهدی (ع) افراد کذاب و دروغگو پرچم مخالفت با آن حضرت بلند می کنند ، دو نفر از آنها که از سرزمین شام و فلسطین بر می خیزند ، دجال و سفیانی می باشند ، این دو نفر در حقیقت دو طاغوت سرکشی هستند که با دار و دسته بسیار خود به عنوان ضد انقلاب ، شورش می نمایند .
دجال که یک نفر طاغوت فریبکار و حلیه گر است ، با ترفندهای خود ، جمعیتی را به دور خود جمع می کند و به مخالفت بر می خیزد ، بعید نیست که او یکی از طاغوتهای صهیونیست باشد. (من قریه تعرف با لیهودیه (بحارالانوار ، ج52 ص194)
امیرمومنان علی (ع) در ضمن خطبه ای فرمود : حضرت مهدی با یارانش از مکه به بیت المقدس می آیند و با دجال و ارتش او می جنگند ، و آنها را تار و مار می کنند و خود دجال نیز به هلاکت می رسد .
و مطابق روایتی ، دجال را دستگیر کرده و در محل کناسه کوفه به دار می زند .
از روایات استفاده می شود ، دجال مردی لوچ است ، و ادعای پیامبری و خدایی از راه حلول می کند و با جادو و شعبده و تصرف در چشمها ، مردم را به سوی خود جذب می نماید .
پیروان او بیشتر از اراذل و اوباش و طبقات آلوده از یهود و زنهای ناپاک و فرزندان آنها می باشند .
حضرت عیسی (ع) به کمک حضرت مهدی (ع) می آید ، و در کشتن دجال شرکت می کند ، و مردم و شهرها را از فتنه و آشوب او نجات می دهد .
‹‹سفیانی›› طاغوت دیگری که در چهره مقدس نماها ظاهر می گردد ، از نسل عتبه بن ابوسفیان است ، چهره اش سرخ مایل به زرد می باشد ، ذکرش به : « یارب یارب یارب » بلند است ، و آنقدر بی رحم و پلید است که کنیزش را که از او بچه دار شده زنده به گور می نماید .

جنایات سفیانی و گسترش آن جنایات در خونریزی فساد ، بسیار است .
پیامبر (ع) فرمود : سفیانی از وادی یابس (اطراف دمشق) با سپاه خود ، وارد دمشق می شود ، دو لشکر تشکیل می دهد ، یکی را به سوی مشرق (کوفه و اطراف آن) می فرستد ، و دیگری را به سوی مدینه حرکت می دهد ، لشگر اول در کوفه و بغداد ، به کشتار و جنایات عظیم دست می زنند .
لشکر دومش به سوی مدینه رهسپار می گردد ، و سه شبانه روز در آنجا به قتل و غارت می پردازد ، سپس برای جنگ با سپاه مهدی (ع) به سوی مکه حرکت می نماید ، در مسیر راه وقتی که به سرزمین ‹‹بیداء›› می رسد ، جبرئیل به فرمان خدا آن چنان به آن زمین ضربه می زند ، که همه آنها جز دو مرد ، در آن زمین فرو می روند و نابود می شوند. (بحارالانوار ، جلد 52 ، ص186)
سرانجام حضرت مهدی (ع) با سپاه خود از جانب کوفه به سوی سفیانی که در اطراف بیت المقدس ، موضع گرفته ، حرکت می کند ، و پس از گفتگو و مذاکرات ، سرانجام جنگ خونینی بین سپاه حضرت مهدی (ع) و سپاه سفیانی ، رخ می دهد ، و سپاهیان حضرت مهدی (ع) پیروز می شوند ، و زمین از لوث وجود سفیانی و پیروان پلیدش ، پاک می گردد .
و مطابق بعضی از روایات ، سفیانی به دست یاران مهدی (ع) اسیر و دستگیر شده به فرمان حضرت مهدی (ع) گردنش را می زنند و روی سنگی که در محل ورود به بیت المقدس قرار دارد ، اعدام و کشته می شود .
قابل ذکر است که یکی از سپاهیان مخالف ، سپاه ‹‹بتریه›› است ، که متشکل از ده هزار نفر، در مسیر کوفه به جنگ سپاه امام (عصر) می آیند و همه آنها به دست پر توان یاران مهدی (ع) به هلاکت می رسند .






نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 91 مرداد 26 توسط کیوان

سلام

میخوام یه جمله از معلم تاریخ معاصر دوران دبیرستانم براتون بگم:

ملتی که تاریخ را نخواند واز آن عبرت نگیرد...محکوم به تکرار آن است...

حالا ربط این جمله رو با مطلب امروز بهتون میگم...

حتما فتنه جلبکی رو خوب یادتونه...

اولش اومدن خودشونو به امام چسبوندن ...

بعدش اومدن خودشون ظاهر سازی کردن ودار ودستشون بی حجابی وبی قیدی رو رواج دادن...

اما نکته مهم حرفم اینه...:

وقتی به مقام معظم رهبری اونقدر توهین کردن و حرمت شکستن،ما کجا بودیم...؟چیکار کردیم...؟

اونام وقتی دیدن ما انقدر بی خیال وبی تفاوتیم که راحت به حسین زمانمون (مقام معظم رهبری)توهین میکنن وصدا از کسی در میاد...خیلی راحت وبدون واهمه اومدن به حسین فاطمه(ع) هم بی حرمتی کردن...

بعدشم که 9 دی وباقی ماجرا...

دریته که 9دی یه حماسه بود....ولی باید قبول کنیم ما باختیم....بد جوریم باختیم...وقتی هل من ناصر رهبرمون رو نشنیدیم همون وقتم باختیم...

حالا میخوام مطلب بالا رو به مسئله روز ربطش بدم...

اگرچه با بردن اسم شاهین نجفی(...)اون بزرگ میشه ولی باید بگم...

میدونین جرا کار به اینجائی کشید که یه بی لیاقتی مثل اون با اون دهن نجسش بتونه حتی اسم مهدی فاطمه(ع) رو بیاره....؟

چون تو اون روزائی که علیه رهبر ونظام گستاخانه هر اراجیفی که خواست گفت....

ما فقط سکوت کردیم....

سکوت کردیم وهر روز بی حیا ترش کردیم....

هر روز آمار دانلود آهنگاشو بیشتر کردیم...

حالا حق داره خیلی راحت از بی خیالی ما سو استفاده کنه وهر چی دلش خواست با سر بالا بگه...

چون ما گذاشتیم خط قرمزمونو راحت رد کنه...

چون توهین به رهبرمون سید علی رو ندیدیم...

ما بازم باختیم....

چون خیلی راحت به امام ورهبر توهین کرد ورفت....

                   خون این همه شهید رو پایمال کرد ورفت...

                                    به مقدساتمون توهین کرد ورفت...

رفت تا کنار سلمان رشدی بشینه ومنتظر باشه تا جایزه صلح وایران گریزی و اسلام ستیزی بگیره...

ما هم که قرار نیست هیچوقت عبرت بگیریم....

مهدی جان...

              سید علی جان....

                                    شهدا....

شرمنده ایم که انقدر بهتون توهین میشه ما هم که  انگار نه انگار....

مهدی جان ببخش که انقدر بهت میتوپیم که آقا بیا....آقا بیا....

آخه به امید کی....؟

                      من....؟

                              تو...؟

                                   کی...؟

نمیدونم بازم رومون میشه داد بزنیم ....

ما اهل کوفه نیستیم....

 

اللهم عجل لولیک الفرج

یاعلی

 






نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 91 اردیبهشت 27 توسط کیوان

سلام

اما نه یه سلام معمولی....

سلامی بعد از شنیدن آهنگ که نه اراجیف یه حروم زاده ای به اسم شاهین نجفی...

واقعا شرمندتیم آقا که ما هستیم و نفس میکشیم ....

هستیم وداغ به دل شکستت میزنن...

آقا ببخش که ما هستیم و اون هنوز داره نفس میکشه...

هستیم وکار به جائی میرسه که یه مرجع تقلید وقت با ارزششو صرف صدور ارتداد واسه یه بی ارزش مثل شاهین نجفی کرکس صفت ودین گریز و وطن ستیز میکنه...

آقا ببخش.....

اقا میدونم به سزای عملش میرسه کسی که با خاندان پاکت اعلام جنگ کنه...

ولی کاش انقدر کوبنده وفراگیر باشه این چوب خدا که دیگه کسی جرات  عرض اندام نکنه...

دوستای عزیزسعی کنید هرچی سریع تر این آهنگ از صفحه ننگ روزگار محو بشه...

مدیون امام و شهدا میشید اگه مروج این آهنگ باشید...

اللهم عجل لولیک الفرج

یاعلی






نوشته شده در تاریخ یکشنبه 91 اردیبهشت 24 توسط کیوان

آثار فردی و اجتماعی عدالت مهدوی

اشاره:

عدالت گستری اصلحترین رسالت قیام و انقلاب مهدی (ع) است. آثار عدالت مهدوی محدود به عرصهای حاضر نخواهد بود. بلکه در حوزههای مختلف فردی و اجتماعی آشکار خواد شد و این تفسیر ((یملاء الله به الارض قسط و عدلاَ)) است ره آورد قیام آن حضرت این است که هم فرد را در روابط گوناگون خود میسازد و هم جامعه را در بخشهای مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و قضائی سامان میبخشد. در این مقاله تلاش کردهایم که جریان عدالت مهدوی و چگونگی آن را در عرصههای گوناگون فردی و اجتماعی مورد بررسی قرار دهیم.

پیش از پرداختن به اصل موضوع، لازم است معنی و مفهوم عدل به درستی آشکار شود.

در معنی عدل گفتهاند:

هو توسّط بینالافراط و التفریط بحیث لاتکون فیه زیادة ولانقیصة ...

ثم ان العدالة اما فی الرأی والافکار اذا کان مصوناً عن الانحراف والضعف والحدّة و یطابق الحق والصّواب [کما فی قوله تعالی]: واذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل 1.

و اما فی الصفات النفسانیة بان تکون الاخلاق الباطنیة معتدلة لیس فیها افراط و لاتفریط... و اما فی الاعمال و هو فی الاقوال و فی الوظائف الانفرادیة و فی الاعمال الاجتماعیة.... [کما فی قوله تعالی]: واذا قلتم فاعدلوا و لو کان ذا قربی 2.

... و لیعلم انَّ موضوع العداله من اهم الموضوعات.... و الیها یرجع کل عمل حسن و خُلق مطلوب و رأی صائب ... و هو المطلوب فی کل مورد و فی کل مقام.3

عدالت میانه زیادهروی و کوتاهی است و به معنی آن است که در امور، زیادی و کمی نباشد... عدالت یا در اندیشه و افکار است؛ به این معنی که از انحراف و سستی به دور بوده و مطابق حق و راستی باشد؛ همانگونه که خداوند در قرآن دستور داده است:

((و آنگاه که میان مردم حکم میکنید، به عدالت داوری کنید...))

یا در صفات انسانی است؛ یعنی اخلاق درونی میانه باشد و هیچ تندروی و کندروی در آن نباشد... و یا در حوزه اعمال است که شامل گفتار و تکالیف فردی و کارهای اجتماعی میشود.

... [چنانکه خدای متعال در قرآن فرموده:] ((و آنگاه که سخن میگویید، به عدالت بگویید، اگرچه خویشاوند باشد)).

... و باید دانست که موضوع عدالت از مهم‌ترین موضوعات است... و هر کار نیک و خلق و خوی پسندیده و فکر درست به آن بازمیگردد... و عدالت همان چیزی است که در هر مورد و هر جایی خواسته شده است.4

با این بیان جامع، روشن است که عدالت مفهومی بسیار گسترده دارد و در همه امور عالم تشریعی جاری است. طبق بعضی روایات، مثل آنچه به پیامبر نسبت داده شده که ((بالعدل قامت السموات والارض))5 استفاده میشود که عدالت در امور تکوین و خلق نیز امری عام و همگانی است.

با این مقدمه، به بحث درباره عدالت مهدوی و آثار فردی و اجتماعی آن خواهیم پرداخت.

امام مهدی، امام عدل

آخرین حجت الهی، عصاره تمام انبیا و اولیا است و وجود بیمثال او چشمه همه خوبیها و زیباییهاست. اما در صدها روایت، سخن از عدالتگستری او مطرح شده و از آن بزرگوار به عنوان مظهر و تجلی کامل عدالت یاد گردیده است.

در کتاب مکیالالمکارم آمده است:

عدل آشکارترین صفات نیک امام است. برای همین (آن بزرگوار) در دعای شب‌های ماه رمضان ((عدل)) نامیده شده است؛ (( اللهم و صلّ علی ولی امرک القائم المؤمّل والعدل المنتظر6؛ خداوندا، به ولی امر خود که قیام‌کننده آرمانی و عدل مورد انتظار است درود فرست)).7

و در زیارت حضرت(ع)، اینگونه با او نجوا میکنیم:

((السلام علی القائم المنتظر والعدل المشتهر.8

سلام بر قیام کننده مورد انتظار و عدالت آشکار)).

بنابراین عدالت گستری مهمترین رسالت آن سفیر موعود است و دیگر ارزشها در همین بستر و جریان زنده خواهد شد. آری، دوران او، روزگار پر شدن زمین و زمان از عدل و داد است.

دامنه عدالت او همه‌جا، حتی زوایای ناپیدای جامعه را خواهد گرفت؛ همچون سرما و گرما به درون خانههای مردم نفوذ خواهد کرد و روابط آنها را در کوچکترین نهاد اجتماعی هم تحت تأثیر خود قرار خواهد داد.9

تراز تمدن مهدوی، عدل است که در پرتو آن، دیگر ارزشها حاکم خواهد شد و به سبب جریان عدالت، در همه عرصههای جامعه، بساط هرگونه ظلم و ستم برچیده میشود.

یطهرالله به الارض من کل جور و یقدّسها من کل ظلم... فاذا خرج وضع میزان العدل بین النّاس فلایظلم احد احداً.

خداوند به وسیله او زمین را از هرگونه ستم پاک خواهد کرد و از هر گونه ستم، قداست می‌بخشد... آنگاه که او قیام کند، ترازوی عدالت در میان مردم نهد، پس در روزگار او هیچ کس به دیگری ستم روا ندارد.10

عدالت مهدوی، عدالتی فراگیر

وقتی سخن از عدالت مطرح میشود، ذهنها بیشتر به سوی عدالت قضایی یا اقتصادی میرود. به گمان افراد، مقصود از عدالت آن است که در محاکم قضایی به حق داوری شود و حق هر صاحب حقی به او داده شود. نیز، در عرصه اقتصاد، همه افراد جامعه از مواهب مادی بهرهمند باشند و در این عرصه، ستمی بر افراد نرود. حال آنکه براساس آنچه در معنی عدالت گذشت، عدالت به معنی آن است که در همه عرصهها حق و انصاف رعایت گردد. به همین دلیل، جامعهای را جامعه عادل می‌دانیم که در همه حوزههای فردی و اجتماعی آن، عدالت حاکم باشد. بنابراین ما هم در روابط فردی و هم در روابط اجتماعی، عدالت باید خود را نشان دهد. همچنین در حوزههای گوناگون اجتماع، مثل سیاست، فرهنگ، اقتصاد، عدالت نیز حکم‌فرما باشد.

اینکه در روایات اسلامی، امام مهدی(ع) به عنوان پرکننده زمین از عدالت معرفی شده است، میتواند به همین معنی باشد که او عدالت را در همه عرصههای فردی و اجتماعی جاری خواهد ساخت. در واقع، ارزشهای دینی و آمال و آرزوهای انبیا و اولیا در پرتو عدالت مهدوی به اجرا درآمده و عالم‌گیر خواهد شد.

در این مقاله، به بررسی اجمالی آثار فردی و اجتماعی عدالت مهدوی میپردازیم.

آثار فردی عدالت مهدوی

آدمی در زندگی فردی خود، بریده و جدای از اجتماع نیست و همه‌جا به نوعی با دیگران در ارتباط است. ولی منظور از بررسی آثار فردی عدالت مهدوی مفهومی است که در برابر آثار اجتماعی مطرح میشود. در آثار اجتماعی، به بررسی عدالت مهدوی و نقش آن در حوزههای مختلف اقتصاد، سیاست و فرهنگ خواهیم پرداخت؛ اما در بخش آثار فردی، به آثار اجرایی عدالت در دیگر شئون زندگی انسان میپردازیم.

رابطه انسان با خود

آدمی پیش از هر کس و هر چیزی باید تکلیف خود را با ((خود)) روشن کند و با تشخیص قابلیتها و استعدادهای خود، آنها را در مسیر رشد و تعالی خود به کار گیرد. این مستلزم معرفتی درست و عملی صحیح و معروف است. در جوامع مختلف بشری، انسانها به دلیل ناآگاهی و به دنبال آن، عمل و اقدام نادرست، استعدادهای الهی و انسانی خود را از بین برده و یا در مسیر نادرست به کار گرفتهاند. امام مهدی (عج) در حکومت عدل خود، این انحرافها و کجیها را راست خواهد کرد. آری، در سایه تربیت مهدوی، فطرتها بیدار میگردد و نیازهای حقیقی و واقعی انسانها مجال بروز پیدا میکند. آدمها به دنبال پاسخگویی به ندای فطرت الهی خواهند بود و آرزوهای دروغین و خواهشهای پوچ کم‌رنگ میشود. این چنین است که شاهراههای سعادت و بهروزی به روی بشر گشوده میشود.

این نقطه آغاز اصلاح است که همه بدانند برای چه آمدهاند و به کجا میروند و در این قرارگاه موقت چه وظیفهای دارند. این شروع خردورزی و تعقل است و مرحله نخست یافتن نفس:

امام باقر(ع): وقتی قائم ما قیام کند، خداوند دست خود را بر سر بندگان نهد و به سبب آن، عقل‌های ایشان را کامل کند و اخلاق ایشان را به تکامل رساند.11

پیش از این زیاد خواندهایم و شنیدهایم که بالاترین معرفتها معرفت نفس است و این مهم در دوران مهدی (عج) و در سایه عدالت او قابل دست‌رسی برای همگان است. آن روز زمینه و بستر آگاهی‌بخشی و تزکیه مردم به گونهای است که همگان به این معرفت و آگاهی خواهند رسید و کلید گنج سعادت را به کف خواهند آورد.


ادامه مطلب




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 89 فروردین 25 توسط کیوان

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود ،
خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود ،
ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه ،
گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود .
زآن روزی که سیلی خورد زهرا
سیه شد روزگار اهل معنا
شنیدم زعارفی که می فرمود
حکم فرج را کند زهرای سیلی خورده امضا

ما گوشه نشینان غم فاطمه ایم..........محتاج عطا کر م فاطمه ایم
عمریست که ازداغ غمش سوخته ایم.........دلسوخته عمر کم فاطمه ایم


فاطمه رمز علی بود علی می داند
نام او حرز علی بود علی می داند


فاطمه مادر شیعه است علی می داند
دست او بر سر شیعه است علی می داند


فاطمه جان علی بود علی می داند
جان به قربان علی بود علی می داند


فاطمه عطر وگلاب است علی می داند
شافع روز حساب است علی می داند


فاطمه سوره ی عشق است علی می داند
رمز مستوره ی عشق است علی می داند
فاطمه یعنی نیاز عالمین
فاطمه یعنی حسن یعنی حسین
فاطمه یعنی تمام سرنوشت

نیم لبخندش بود باغ بهشت

سینه بی عشق زهرا برزخ است
شم بی اشک به زهرا دوزخ است
ای خوش آن دیده که دریا می کند
اشک خود را وقف زهرا می کند


مهدی جان جمعه ای دیگر آمد و رفت اما تو نیامدی....
تو را به مادرت زهرا (س) بیا....
الا که راز خدایی خدا کند که بیایی

 

اللهم عجل لولیک الفرج






نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 89 فروردین 19 توسط کیوان

امتحان مردم یکی از سنتهای مهم الهی است که در تمام دوران زندگی بشر به شیوه های گوناگون انجام می گیرد تا میزان پای بند افراد به اصول و احکام دینی مشخص شود. بر این اساس یکی از حکمتهای مهم غیبت امام دوازدهم نیز امتحان مردم است که این کار در این دوران، به صورتهای گوناگون انجام می گیرد؛ از جمله سنت آزمایشها در عصر غیبت ، امتحان به دین است.در روایات زیادی تصریح شده است که پایبندی به عقاید و حفظ ایمان در دوره غیبت به علت ویژگیهای این دوره بسیار دشوار است. لذا یکی از هشدارهای مهم و تاکیدهای مکرر در خصوص عصر غیبت مراقبت از دین و ارزشهای دینی است.

امام کاظم (ع) در روایتی می فرمایند:
وقتی پنجمین فرزند از فرزندان من غایب شد در مورد دین خود بسیار مراقب باشید مبادا کسی شما را از دین تان جدا کند. [1]

امام صادق (ع) در اشاره به سختی دینداری و حفظ ایمان در زمان غیبت امام زمان (ع)می فرمایند:...
صاحب الامر (ع) دوران غیبتی در پیش دارند که در آن حفظ دین کردن همانند شاخه پرخار درخت قتاد را با دست تراشیدن است ... چه کسی می تواند چنین کاری را با دست خود انجام دهد. بنابراین بندگان خدا باید در دوران غیبت حجت الهی تقوا را پیشه خود سازند و دین خدا را رها نسازند. [2]
در این باره علی بن ابیطالب (ع) می فرمایند: پس از غیبت امام عصر (عج)مردم دچار حیرت و سرگردانی بسیاری می شوند. گروهی گمراه می شوند اما گروهی دیگر علیرغم تمام ناملایمات بر هدایت باقی می مانند. [3]
از مجموعه این قبیل از روایات کاملاً معلوم می شود در دوره غیبت شرایطی پیش خواهد آمد که دینداری و پایبندی به ارزشهای انسانی و اخلاقی بسیار مشکل خواهد بود؛ با این همه ، گروههای زیادی با وجود همه این سختیها لحظه ای از دین خود دست بر نخواهند داشت و با تمام وجود به حفظ ارزشها و احکام الهی که تضمین کننده سعادت دنیا و آخرت انسان است پافشاری خواهند نمود.

حال این سوال مطرح است که مگر در دوره غیبت امام (ع) اوضاع جوامع چگونه خواهد بود که دین افراد این چنین در معرض تهدید واقع خواهد شد؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت از بررسیها چنین برمی آید عوامل گوناگونی در پیدایش این وضع موثر است و از جمله آنهاست :

ادامه مطلب




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 89 فروردین 8 توسط کیوان

جمکران

  

 

واقعه ساخت مسجد به شیخ حسن بن مثله جمکرانی مربوط می‌شود، وی ادعا کرد که در بیداری با امام دوازدهم شیعیان، مهدی دیدار کرده است و حجت بن حسن دستور ساخت مسجد را به وی داده است.

در میان شیعیان بحثهای زیادی در خصوص ملاقات با امام زمان مطرح است. عده‌ای با استناد به روایاتی، آن را در خواب ممکن می‌دانند .دریافت نامه از مهدی پس از غیبت کبری نیز مورد قبول بسیاری از شیعیان است، آنچنانکه نامه‌ و توقیع رسیده به شیخ مفید - حدود یک قرن پس از غیبت کبری - از نظر شیعیان مورد تردید واقع نشده است.

اما عده‌ای از جمله برخی از معاصرین، با استناد به نامه‌ای که حجت بن حسن مهدی به آخرین نایب خویش ارسال نموده است، که شیعیان به توقیع ناحیه مقدسه از آن نام می‌برند، مشاهده امام زمان در بیداری را بر خلاف نامه منسوب به مهدی می‌دانند، دربخشی ازین نامه آمده است:

غیبت کامل آغاز شد و پس ازآن ظهوری نخواهد بود، مگر بفرمان خداوند...بزودی برخی از شیعیان من ادعا خواهند کرد که مرا دیده‌اند، آگاه باشید که هرکس قبل از خروج سفیانی و صیحه ‌آسمانی ادعای مشاهده مرا کند، دورغگوی و تهمت زننده است..

با اینحال عده بسیاری از جمله شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان و محدث نوری در کتاب خود با ذکر سند، داستانهای بسیاری از ملاقات افراد با امام زمان نقل می‌کنند و با استناد به روایاتی، ملاقات با مهدی در بیداری را امکان‌پذیر می‌دانند. بهرحال این موضوع هنوز هم محل بحث و جدلهای فراوان روحانیون و اندیشمندان معاصر است.

 همچنین داستانهای بسیاری از علماء بزرگ شیعیان همچون آیت‌الله بروجردی در تایید این مسجد و برتری آن نقل گردیده است

حسن بن مثله جمکرانی در روایت مشهوری که به‌نظر می‌آید تنها سند موجود و معتبر برای ساخت این مسجد باشد چنین می‌گوید:


ادامه مطلب




نوشته شده در تاریخ شنبه 89 فروردین 7 توسط کیوان
مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin